من امیرم.پسر دایی نیلوفر.راستش نمیخواستم بیام اینج و این حرفا رو بزنم.ولی میخواستم
ب اون کسی ک خودشو جای نیلو جا زده بگم چطور میتونه خودشو ببخشه؟اقا ارشیا وبلاگ
شما رو خیلی وقت پیش استاد ما به من و نیلو معرفی کرد.چون داستاناش واقعیت زندگی
بودن.خوب راستش نیلو استعدادش توی تشخیص داستان ها خیلی خوبه.بخاطر همین اومده
بود برای اولین بار برای شما نظر بذاره ک... .بگذریم.اون شبی ک نیلو بعد از تقریبا یک
ماه اومد توی وبلاگ شما و اون اپتونو دید خیلی ناراحت شد.خیلی.بخاطر همینم ب من
زنگ زد و با صدای لرزون ازم پرسید این مدت چی شده ک الان شما اومدین این حرفا رو
بهش زدین.نیلو بعد از مدت ها دوباره اشکش دراومد و اومد برای شما نظر گذاشت
دوباره.از ترس چند بارم برای من خوندش ک دوباره ناراحتی دیگ ای پیش نیاد.اون شب
نیلو با گریه میخواست برگرده تهران ک با ماشین توی جاده تصادف کرد.الان توی
کماست.نیلو هم یکی مثل شما بود.با خیلیا همدردی کرد.ب خیلیا کمک کرد ک ب عشقشون
برسن.ولی خودش عشقشو همه ی زندگیشو تک و تنها خاک کرد.نیلو بعد از اون ماجرا
شکست.ازتون میخوام براش دعا کنید ک حداقل بهوش بیاد و امید کسایی ک با وجود اون و
با حرفای اون زندگی میکردن تبدیل ب نا امیدی نشه.اقا ارشیا میدونم شما هیچ تقصیری
ندارین...اما بدونید ک هر چقدر هم ک ی دختر محکم باشه و ب روی خودش نیاره ولی با
حرفایی ک شما زدین واقعا ناراحت میشه...ازتون میخوام فقط براش دعا کنید.اخه امروز
قرار بود بره مشهد ک برای همتون دعا کنه ک...
نیلوفر امید زندگیه خیلی ها بود.اما خودش همه ی زندگیشو ب خاک سپرد.اخرین خاطره ای
هم ک از عشقش داشت این بود ک قبل از مرگش بهش زنگ زد و ب زبون کردی گفت
نیلو دردتر گیانم.ما اصالتا کرد نیستیم اما هیچ کس ب جز نیلو نفهمید ک چی میگ...
براش دعا کنید دوباره چشماشو باز کنه...تا حداقل بتونه حرفای شما اقا ارشیا رو
ببینه.گرچه فک نکنم دیگ براتون نظر بذاره...بازم ببخشید.خداحافظ
فقط میخوام اون کسی ک خودشو جای نیلو جا زد بدونه ی روز جواب کاریو ک کرد
میگیره.گرچه نیلو هیچ کینه ای ب دل نگرفت...
اینم جواب کسایی که میگن چرا اپ نکردم دوستان دلیلش همین متن بالا بود روزی که خواستم
اپ کنم این مطلب برام فرستاده شد و از اون روز تا حالا من فکرم همش درگیر این مطلبه
ولی بخدا نمیدونم به اون یه نفر چی بگم فقط میتونم بگم اونایی که فک می کنن با انتقاد
کردن بزرگی خودشون و مهم بودنشون رو نشون میدن و فک می کنن یه چیزی هستن اینقدم
جرات داشته باشن خودشونو نشون بدن نه اینکه با نوشتن اسم یکی دیگه پنهون بشن و اینم شد
نتیجش خیلی دوس دارم اون یه نفری که خودشو جای این خانم جا زد بیاد و مثه مرد بگه من
بودم مردی فقط به حرفای قلبمه نیستش وقتی جرات انتقاد داری جراتشم داشته باش که خودتو
نشون بدی شما ها بگین حالا من جواب نیلوفر خانم یا همین فامیلشون رو چی بدم؟